بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

751

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

بود و از ميان آنها يك شخص كه نام او « دوس ذو ثعلبان » « 3 » بود بوسيلهء اسب خوب از دست ايشان نجات يافت العلم عند اللَّه تعالى النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ بدل اشتمال « الاخدود » است محصل معنى آنكه كشته شدند اصحاب گودالهاى آتش يعنى اصحاب آتشى كه خداوند هيزم بسيار بود كه به آن افروخته ميشد إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ در وقتى كه ايشان بودند بر كنارهاى آن اخدود نشسته بر سريرهاى براى القاى اهل ايمان در آن اخدود وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و اين كافران بر آنچه ميكردند بمؤمنين حاضر بودند و ناظر و ميتواند كه ضمير هم راجع باعوان ملك باشد به اين معنى كه اعوان ملك بعضى براى بعضى شهادت ميدادند نزد ملك كه آنها چه بر سر مؤمنين آوردند و اصلا تقصيرى در اهلاك مؤمنين نكردند وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ و انكار نكردند اين كافران از مؤمنين چيزى را إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ مگر ايمان آوردن ايشان را بخدايى كه غالب و ستوده است بنا برين كلمهء ان در ان يؤمنوا مصدريست و مدخول خود را بمصدريت فروز مىآرد اى الا انهم آمنوا باللّه العزيز الحميد الَّذِي آن خدايى كه لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر او راست سلطنت آسمانها و زمين وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ و خداى تعالى بر همه چيز شاهد و عالم است إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بدرستى كه آنان كه در فتنه انداختند مردان و زنان مؤمن را يعنى ايشان را سوزانيدند و به آتش عذاب كردند ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا پس رجوع نكردند بخداى تعالى و از خداى تعالى طالب مغفرت نشدند فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ پس مر ايشانراست در آخرت عذاب دوزخ بواسطهء كفر و بيدينى ايشان وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَرِيقِ و مر ايشانراست عذاب آتش سوزان بواسطهء سوزانيدن ايشان مؤمنين را و بعضى گفته‌اند كه عذاب جهنم در آخرتست و عذاب حريق در دنيا زيرا كه مرويست كه حق تعالى كافران را به آن آتش كه براى احراق مؤمنين آماده كرده بودند بسوخت بعد ازين حق تعالى مؤمنين را مژدهء بهشت ميدهد و ميفرمايد كه :

--> ( 3 ) - بفتح دال ، و ضم ثا و لام - م